نگارش
ابتدایی مینویسم.
مدتهاست که در خصوص عدم توسعه شهرستان تازه تاسیس بشاگرد و چگونگی برقراری نظم و عدالت در ادارات این شهرستان فکرم را مشغول کرده بود
منطقه ای که مردم آن در دهه های اخیر قبل و بعد از انقلاب با فقر شدید و عدم وجود امکانات اولیه رفاهی در زندگی ، حتی یک جاده خاکی رنج میبردند، سختی های متفاوتی را متحمل میشدند، تا اینکه با ظهور انقلاب و دولت انقلابی و اسلامی مردم منطقه امیدوار شدند تا بلکه با روی کار آمدن دولت اسلامی و برقراری عدالت فرجی برای منطقه باشد.
خلاصه میگویم:
با گذشت زمان در انقلاب اسلامی مسئولین متوجه شدند که منطقه ای در شرق استان هرمزگان و جنوب استان کرمان با فقر شدید و محرومیت بسیار مواجه است که نیاز اساسی به حمایت دولت را دارد، در همین گیرو دار رهبر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) دستور داد که (به داد بشاگرد برسین) و مسولین زیربط هم اطاعت امر کردند و دست به کار شدند، در حد سرکشی به منطقه و جویای حال مردم تا اینکه شخصی به نام حاج عبدالله والی از سوی امام مامور رسیدگی به مشکلات مردم این منطقه میشود و ایشان هم با دایر کردن کمیته امداد در یکی از روستاهای بشاگرد شروع به فعالیت میکنند.
با روی کار آمدن دولت نهم، بشاگرد از بخش به شهرستان ارتقاء یافت و امید مردم نسبت به خدمات رسانی مطلوب و حمایت دولت به این منطقه بیشتر شد و با خود میگفتند که با شهرستان شدن منطقه ،حمایت و خدمات دولت توسعه پیدا میکند و بشاگرد سابق با آینده متفاوت خواهد بود.
از خدمات رسانی ابتدایی سال های اخیر که بگذریم اشاره ای کلی از زمان شهرستان شدن و خدمات رسانی و برقراری عدالت و نظم در ادارات، در حال حاضر میکنیم.
طبق شواهد، خدمات رسانی بعضی ادارات در بشاگرد اندکی ضعیف به نظر میرسد، حال مشکل از کجاست خدا میداند. یا اینکه بودجه آنها بسیار اندک است یا اینکه ضعف مدیریت وجود دارد و یا اینکه توجه خاصی از سوی مسئولین به منطقه نمیشود که بی دلیل نیست، در این میان توجه و خدمات رسانی از سوی مسئولین بومی انتظارات بیشتری میرود.
سالهاست که بشاگرد شهرستان شده اما متاسفانه مشاهده میشود که چند تا از ادارات مهم که مردم نیاز مبرم به آنها دارند در این شهرستان تا کنون مستقر نیستند و یا بعضی از ادارت که مستقر هستند با مشکلاتی چون عدم خدمات رسانی به مردم یا عدم وجود پرسنل کافی و یا به صورت تمام وقت مستقر نیستند که همین موضوع باعث سردرگمی مردم میشود و مشکلاتی را به بار می آورد.
سی و پنج سال از عمر انقلاب اسلامی میگذر و چند سال از شهرستان شدن بشاگرد، اما در این منطقه روستاهایی وجود دارد که تا کنون جاده خاکی ندارند و اگر بعضی هم دارند خاکی و صعب البور هستند، که رفت وآمد مردم به سختی پیش میرود، وبحثی که همیشه به آن اشاره میشود، عدم نظارت کامل مسئولین مربوطه بر روی پروژه های در حال اجراء: مانند پروژه راه سازی جاده جاسک به گوهران و کشمیران که بیش از دو دهه از آغاز کار بر روی آن میگذرد و تاکنون به اتمام نرسیده.و همچنین شاهکار خدمات نامناسب مخابرات شهرستان با قطعی ماهانه و هفتگی خطوط همراه اول و نورتل و روستایی و خیلی از مشکلات دیگر در این شهرستان.
موضوعی دیگر هم در رابطه با انتخاب مسئولین و مدیران اداری است.
انتخاب افراد قانون مدار و عدالت پرور و تحصیل کرده و اجتماعی،دارا بودن اصول و مبانی حاکم بر نظام اداری،حاکمیت قانون بر کلیه شئون نظام، مردم گرایی،تعمیم عدالت اداری و پرهیز از هر گونه تبعیض، کاردان،دارا بودن نگرش مردمی، در رفتار خوش رو وانتقاد پذیر ومنطقی صفت، داشتن روحیه ای شاد و مثبت، برخورداری از لحن و گفتمان خوب و بسیاری از چیزهای دیگر شرط مسئولیت پذیری است.
از نظر مردم باید کسانی در ادارات به مدیریت یا ریاست خصوصا ادارات کلیدی انتخاب شوند که در وحله اول مردمی باشند ودوم اینکه پیرو قانون باشند و سوم اینکه عدالتی که در ایران از آن سخن میشود به درستی اجراء کنند وکاربلد باشند، مشکلات و کمبودهای مردم را به درستی برسی کنند واز روابط عمومی خوبی برخوردار باشند، وجود منطق در مدیریت و مسئولیت شرط است، هر شخص اگر تحصیلات عالیه و تجربه کافی داشته باشد، اما اگر در کار و خدمات رسانی به مردم، منطق نداشته باشد شایسته مدیریت نیست، یک مدیر یا مسئول باید از لحن و گفتمان سخن خوبی برخوردار باشد، بیان کردن سخن، همراه با منطق در یک مقام و مسئول هم شرط است، در هر مقامی یک مسئول باید انتقاد پذیر و پاسخگوی انتقادات و اعتراضات بجا و سازنده مردم باشد، و نباید در مقابل بلافاصله واکنش منفی و حرکات ناشایستی انجام دهد که خدا نکرده باعث ایجاد کدورت و دلخوری باشد، و باید همیشه تلاش کند که از حقوق مردم دفاع کند. ، مسئولین محترم کشوری همیشه اعلام میکنند که در کشور ما آزادی بیان وجود دارد، پس هر شهروندی میتواند انتقاد و اعتراض سازنده و بجا کند و در مواقع ضرور از حقوق خود دفاع کند، اما گاها به چشم میخورد که بعضی از مسئولین این شهرستان معنی آزادی بیان و انتقاد و اعتراض را به درستی لمس نمیکنند، و فکر میکنند همه حرفها و انتقادات و اعتراضات را مسئولین باید بیان کنند و مردم سکوت کنند، که این یک نوع بی قاونی و بی عدالتی تلقی میشود.
به نظر بنده واکنش در مقابل هر انتقاد و اعتراض باید با خوش رویی و خنده همراه با منطق باشد نه اینکه با خونگرمی و حرکات و سخنان ناشایست، واکنش همراه با منطق و خوش رویی و خنده بسیاری از کدورتها و خصومت های شخصی را هم از بین میبرد حتی دشمنی های دیرینه، و چه بسا وقتی یک مقام و مسئول هنگامی که مشاهده میکند یک شهروند به عنوان یک منتقد و معترض در مقابل آن ایستاده چگونه باید واکنش نشان دهد، حتما باید با خون سردی و خوشرویی و خنده و با منطق برخورد و پاسخ دهد، که این نظر شخص حقیر است.
موضوعی دیگری هم که از سالهای گذشته و قدیم تا کنون در فرهنگ مردم بشاگرد گنجانده شده، بحث طبقات اجتماعی و یا همان اصل و نصب است که این موضوع اگر در ادارات و ارگانهایی که وظیفه آنها خدمات رسانی به مردم است کشیده شود به نظر معضلی بزرگ به وجود می آید، اگر در ادارات شهرستان از افرادی که همیشه صحبت از طبقات اجتماعی و ادعای اصل و نصب میکنند استفاده شود قانون و عدالت برقرار نمیشود، چون این مشکل در منطقه بشاگرد وجود دارد، نباید در بحث سمت و خدمات دهی در ادارات، صحبت از طبقات اجتماعی باشد، حال مسئول از هر طبقه ای باشد موظف به برقراری عدالت و قانون در آن ادراه و خدمات دهی به مردم است، ارباب رجوعی که برای پیگیری مشکلات خود به ادارات مراجعه میکنند حال از هر طبقه اجتماعی باشند باید به صورت یکسان و قانونی وبدون تبعیض همراه با عدالت خدمات دهی باشند. مسئولیت اصل و نصب نمشناسد، عدالت، منطق و قانون میشناسد، در اینجا لازم به ذکر است: که این یک فرهنگ بسیار اشتباه و غلطی در گذشته ی مردم بشاگرد بوده که امروزه اکثر جوانان منطقه به آن اعتقادی ندارند و میگویند هر کس با تقواتر باشد نزد خدا عزیزتر است و خداوند طبقات اجتماعی را تعین نکرده همه بنده خدا و یکسان هستیم..
آزادی بیان یعنی، انتقاد، اعتراض بجا و سازنده و دفاع از حق و حقوق شهروندی خود.
« ۞ بسم الله الرحمن الرحیم ۞ »